توضیحات

توجه به مسئله فقر و توزیع درآمد در تمامی کشورهایی که از نظر درآمدی و درجه توسعه یافتگی در رتبه های اول جهانی قرار دارند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. فقر در قالب یک کلمه، می تواند ابعاد وسیعی از مشکلات مختلف جامعه را نشان دهد. در کشورهایی که در حال عبور از یک اقتصاد سنتی به اقتصاد مدرن هستند، به دلیل تغییر در ساختار کل اقتصاد و توزیع جدید منابع، وضعیت فقر و لطمات ناشی از آن در بعد وسیعتری مشاهده می شود. پس مسئله شدت فقر و آسیب پذیری ناشی از آن در کشورهای در حال توسعه و نیز کشورهای عبور از مرحله توسعه، به این باز می گردد، که در جوامع سنتی یک روش حمایتی خیریه ای و ایلی وجود داشته که در آن معمولا خانوارهای غنی، روسای قبایل و یا کدخدایان، خود را موظف به حمایت از اقشار فقیر و تنگدست جامعه خود می دانستند.

حال در دوران گذار و افزایش شهرنشینی و زندگی صنعتی نوع این حمایت نیز تغییر یافته و در طیف وسیعتری، زیر نظر دولت به بعد ملی تبدیل شده است. در کشور ما نیز که گامهای اولیه در زمینه توسعه برداشته می شود، این معضل بزرگ، جامعه را تهدید می کند.

مقاله حاضر سعی دارد وضعیت فقر و توزیع درآمد را در گروههای مختلف جامعه بررسی نموده و با مقایسه مقاطع مختلف زمانی، شرایط رفاهی خانوارها را در این مقوله مورد مطالعه قرار دهد؛ اما قبل از هرگونه بحثی لازم است یک تعریف مناسب از فقر و توزیع درآمد ارائه شود. متاسفانه در بسیاری از متون و ادبیات اقتصادی این دو کلمه مترادف یکدیگر قرار دارند و حتی باور برخی از اقتصاددانان نیز بر این قرار گرفته که فقر و توزیع درآمد نامناسب به یک معنا می باشد، در حالیکه این دو، از نظر مفهومی با هم متفاوت می باشند. به این صورت که توزیع نامناسب درآمد به معنای فقر نبوده و توزیع مناسب درآمد نیز به معنی فقدان فقر نمی باشد …